چهارشنبه ۲۶ اوت ۲۰۰۹

یک برگ از کتاب -1

....
تمام شب را برای دخترهایی که در تنهایی از خودشان خجالت می کشند گریه کردم ، دخترهایی که بعدها از خودشان متنفر می شوند و مثل یک درخت تو خالی ، پوسته ای بیش نیستند و عاقبت به روزی می افتند که هیچ جای اندامشان حساس نیست ، روح و جسمشان پوسته ایست و خودشان نمی دانند چرا زنده اند
....

سال بلوا - عباس معروفی