سه‌شنبه ۲۹ سپتامبر ۲۰۰۹

پل

یادم می مونه دیگه از خودم به کسی پل نزنم که راحت بتونه ازم رد بشه .

3 نظرات:

خارپشت گفت...

گاهی رد شدن خوبه ... گاهی اینکه پل باشی . زیر پاهاشون لهت می کنن ...اما دست آخر می فهمی که باید با هر قدمی که می ره تو راه رو بیشتر براش ببندی و بیشتر سنگ و چوب و آهن پل رو برای اون خراب تر کنی . بعد دیگه اون هیچ راه برگشتی نداره . له می شی . ولی گاهی قدمایی هستند که له نمی کنن . نوازش می کنن . اون وقت اگه پل نباشی حسرت نوازشای اون ها رو تا آخر عمر داری . همیشه ...
من بر این باورم...

Spiral Mind گفت...

خارپشتم ، الان همه فقط له میکنن .

نگارش گفت...

اسپیرال...
چقدر این جمله من را لرزاند.. دوباره یادم آمد روزها و شبهایی را که فراموش کرده بودم..