Spiral Mind
Memoirs of spiral mind
پنجشنبه ۱۷ سپتامبر ۲۰۰۹
بابا ؛ اعتماد به نفس ! به خدا من نصف توام !
چه حسی بهت دست میده وقتی تو خیابون یه آقای چهل و پنج ساله که در
حین صحبت داره با چشاش میخورتت و دستش رو تا نزدیک سینه هات جلو
میاره ، به خاطر
چادرت
ازت خواستگاری کنه ؟؟؟
0 نظرات:
ارسال يک نظر
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحه اصلی
اشتراک در:
نظرات پيام (Atom)
��� ��с� ��
Spiral Mind
خودم هم نمیدونم ! شاید Spiral Mind پیچ خوردگی های ذهنمو باز کنه . ولی نه ؛ انگاری قراره بیشتر پیچ بخوره...
مشاهده نمايه کامل من
������� :
Spiral feed
برچسب ها
spiral شناسی
اعتراف میکنم...
خوش خوشانه
دل نامه
روزمرگی
سبزنامه
عقایدم
غصه دارانه
من و شما
نوای متن زندگی
نوستالژیا
یک برگ از کتاب
Spiral freinds
پنجره
پنج - از پاریز تا پاریس
سیب من
زیر سقف سادگی؛ زندگی...
یک جشن کوچک!
یادداشتهای یک گلابی دیوانه
همدان، پایتخت بلامنازع خستگی ایران!
شبگير
How to Send Gratis SMS from Your PC
Daily of Mr.Zip & Mrs.ZigZag
The End.
سودای ماه
رد...
یکی از همین آرشها
آدرس
من و ام اس
اولین کمک گرفتن در سال 90
. . . نقطه . . .
كيف اتعامل مع الاخرين
بیداری خوابهای 24 ساعته
نوستالوژی
قوچ سر به زیر
زندگی... برگرد به من
ن گ ا ر ش
من نیز رفتم!
زندگی مجازی ما ...
پست آخر
نقطه رئالیست
چَپُونِ کیجا !
Spiral Mind
مهاجرت اجباری
آمار
0 نظرات:
ارسال يک نظر