از صبح بهش می گفتم : لیمو شیرین رو که نمیخوری و بازیش میدی ، بایدم تلخ بشه .
فکر نمی کردم به همون سرعت که تلخم کردی ، باعث شیرینیم بشی .
مرسی خدا برای دوستای خوب . مرسی خدا به خاطر خودت.
هر از چند گاهی این ذهن مارپیچ ِ ایرادگیر رو از ما بگیر!
پ.ن : قسمتی از شیرین شدنم به خاطر این بود که فهمیدم لایق پیام رسانی به بانوی بزرگی شدم .
پ.ن : قسمتی از شیرین شدنم به خاطر این بود که فهمیدم لایق پیام رسانی به بانوی بزرگی شدم .



4 نظرات:
سلام دخترم
دیشب حساسیت و کهیر زده بود رو پبوستم و کلافه ام کرده بود. دیر از خواب بیدارشدم و پستت را و کامنت را ندیم نه اینکه بی توجه باشم. دیشب هم پرشین بلاگ باز نمی شد. خدا نوکیا را از میان بردارد.
متاسفم اگر به خاطر من تلخ شدی.
قرص آنتی هیستامین به درد خوابیدن می خورد. و ول شدن و منفک شدن ببخشید.
عوضش خوب شدم. و از تو شیرین.
ای بابا ، خدا بد نده . دلیل تلخیم چیز دیگه بود ولی شما دلیل خوشحالیم شدید
من وارد دعوای خانوادگی نمی شم !!!
:d
همین که الان تلخ نیستی خوبه دیگه !
فکر نمیکردم با همون سرعتی که شیرینم کردی باعث تلخیم بشی!
ارسال يک نظر