سه‌شنبه ۱۰ نوامبر ۲۰۰۹

یک برگ از کتاب -3

تنها بنایی که اگر بلرزد محکم تر میشود ؛ دل است ! دل آدمیزاد . باید مثل انار چلاندش ، تا شیره اش در بیاید...
حکماً شیره اش هم مطبوع است . یا علی مددی ...
   من ِ او - رضا امیرخانی
 
پ.ن : به قلبم قلّاده میزنم ،وحشی شده .

6 نظرات:

نگارش گفت...

سلام اسپیرال عزیز..
دلمان را چلانده ایم..
اما..

پ.ن: رهایش کن.. بگذار بدود هر کجا که خواست..

خارپشت گفت...

سلام...
قلاده چرا؟ این همه مرز ها را نگه داری برای چه اسپیرال؟ که چه؟ ولش کن . بذار وحشی تر از این وحشی بودن هم بشود . ولش کن .
دل اگر بلرزد ...برای انکه خوب است و می داند قدر این لرزیدن دل را خوب است . محکم تر می شود . ولی... اگر برای غیر این باشد . ویران می شود . نابود می شود اسپیرال . خیلی هم .
تمام قلاده ها را . خط ها را . مرز ها را . رها کن .
بنای دلت را بگذار روی صخره محکم شود . نه روی شن که نسیمی ویرانش کند و تو ..تمام عمر فکر کنی که محکم بود . ولی نبود . هیچ وقت .
خوب باشی ایسپیرال عزیزم.

golbano گفت...

بسم الله!
نه ببندش نه قلاده بزن بهش بی چاره را.
انار هم زیاد نجلان تلخ می شود گیرم دیر تر از لیمو
نقش ونگار

Mostafa گفت...

سلام
با اینکه از امیر خانی خوشم نمی یاد ولی این جملش قشنگ بود
چرا قلاده ؟ دل وحشی هم گاهی اوقات خوبه

Sahel گفت...

نمیدونم چرا این کتاب برام طلسم شده است .
مدتهاست توی کتابخونه ام خاک میخوره اما سراغش نرفتم .
باید در اولین فرصت بخونمش .
.
.
اما سالهاست که من افسار خودم را به دل سپرده ام و هرکجا بخواهد میکشاند مرا .
بگذار دلت آزاد باشد .

golbano گفت...
این نظر توسط یک سرپرست وبلاگ حذف شد.